تبلیغات
تولد دوباره - مطالب آبان 1390
چهارشنبه 11 آبان 1390

بهار را باور کن دوباره آغاز کن شکوفه خواهی زد

   نوشته شده توسط: ماندانا آقاکشمیری    


بهار را   باور کن  دوباره  آغاز کن  شکوفه  خواهی زد


( خود شکوفایی (Self – Actulization


 


احساس می کنی  مدتی ست که رشد نکرده ای ، از جایی که هستی  بالاتر نرفتی یا

 وضعیتت تغییری نکرده ؟!!


        


   

 رشد و شکوفایی فردی یکی از احساس های مثبت است که موجب شادی، رضایت‌مندی ، علاقه و انگیزه در ما می شود. تو می توانی در معنویت رشد كنی و شكوفا شوی کافی ست  كه  بگذاری تا  عشق در وجودت  جاری شود.

سعی کن  قدم اول را همیشه تو برداری . از همین الان شروع كن.



تنبلی و کسالت، مانع اصلی شکوفایی استعدادهای آدمی است؛ و همانند علف هرز و پیچکی است که اگر به  پای نهال شخصیت تو  بپیچد   مانع رشد ،  سرسبزی ، حاصلخیز ی و باروری  نهال وجود تو می  شود.

در انتظار نسیمی برای رشد و شکوفه زدن تو هستم  تو هم اکنون بر لبه ی تاریکی ایستاده ای بین خود شکوفایی و خود تخریبی  



 بهار در درون توست . بگذار قلبت شکوفه بزند و روحت سبز شود . .

بهار را باور کن

دوباره آغاز  کن !

 

قدرت باور


اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد،

چرا ما انسانها باور نداریم،
که روزی خواهیم توانست به هر آنچه میخواهیم دست یابیم       .
                                       

     جبران خلیل جبران


شکوفه می رقصد از باد بهاری

شكوفه می رقصد از باد بهاری
شده سر تا سر دشت سبز و گلناری

شكوفه های بی قرار روزآفتابی
به صبا بوسه دهند بالب سرخابی

ای شكوفه خنده ی تو جلوه ها دارد آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
ای شكوفه خنده ی تو جلوه ها دارد آن روی زیبا نظری سوی ما دارد

ویگن

 

بهار را باور کن


باز کن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها
برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی
تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
 
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
 
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن
 

فریدون مشیری

Spring Vivaldi

http://www.youtube.com/watch?v=l-dYNttdgl0


معنویت و عرفان راهی برای دستیابی  به آرامش درونی

و احساس مثبت رشد و

خود شکوفایی (Self - Actulization)  


 

ویژگی های افراد خود شکوفا ، خود شکوفایی ( Self – Actulization )

http://rebirth.mihanblog.com/post/172


خلاصه كتاب : خودشكوفایی و موفقیت فردی ( برایان تریسی )- قسمت اول :

http://rebirth.mihanblog.com/post/4

 

خلاصه كتاب : خودشكوفایی و موفقیت فردی ( برایان تریسی )- قسمت دوم :

http://rebirth.mihanblog.com/post/5









  • چه چیزی باعث می‌شود یک فرد به خود شکوفایی برسد؟
  • چرا همه افراد به خود‌ شکوفایی نمی‌رسند؟


خود شکوفایی (Self - Actulization) 


کارل راجرز و آبراهام مازلو از چهره‌های معروف نظریات انسان گرایی این مفهوم را برای توصیف افرادی بکار بردند که ویژگی هایی متفاوت از بقیه دارند. ویزگی هایی که این دو انسان گرا برای افراد خود شکوفا عنوان می‌کنند، در بسیاری جهات همپوشی دارند.




هرم نیازهای انسان از دیدگاه مازلو به شرح ذیل می باشد:

۱. نیازهای زیستی و فیزیولوژیكی: نـیـاز به اكسیژن، غذا، آب، مسكن، گرما، نیازهای جنسی، خواب و پوشاك.

2. نیازهای ایمنی: ایـمنـی در بـرابـر عـوامــل طبیعی (زلزله، طوفان)، امنیت (امـنـیـت اجتماعی، مالی، شغلی و غیره)، نظم، قانون، محدودیت ها و ثبات.

3. نیازهای تعلق پذیری: كار گروهی، خانواده، رابطه با دیگران، غرور، گـریز از طرد شدگی، عشق ورزی دیگران به فرد و بالعكس.

4. نیازهای تاییدی و احترامی:  عزت نفس ، موفقیت،مهارت، استقلال، سلطه گری، اعتبار، شهرت، قدر و منزلت، نفوذ و اعتماد بنفس.

5. نیازهای شناختی و معرفتی: علم، دانش و مفهوم.

6. نیازهای زیبایی شناختی: ارزش نـهادن و جـستـجـوی زیـبایی، هماهنگی، توازن و تقارن، تناسب و نظم.

7. نیاز خود شكوفایی(تحقق خویشتن): پی بردن به استعدادهای نهانی و بالقوه، تـكـامـل فـردی، عـدالـت خـواهـی، شـناخت ماهیت خویشـتـن، انـگـیـزه بـرای دسـتـیـابـی به اوج قابلیت های خویش.

8. نیازهای متعالی: كـمـك بـه دیـگران برای دست یابی به مرتبه خود شكوفایی، نـیـاز های معنوی. برای مثال از فردی كه دارای امنیت مالی در جامعه نباشد نمی توان انتظار رفتار مناسب اجتماعی داشت.

    

ویژگی های انسان خود شكوفا:

1. حس تشخیص واقعیت، آگاهی از شرایط موجود و واقعی، واقع گرا، قضاوت بی طرفانه و عینی و نه بر اساس طرز تفكر شخصی و متعصبانه.

2. طرز نگرش بر مشكلات به عنوان چالشها و شرایطی كه نیـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه ای برای شكوه گری و توجیهات فردی.

3. نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی.

4. متكی به قضاوتها و تجارب خویش، مستقل، عدم اتكاء بـه فـرهنـگ و محـیـط پـیرامون خود برای شكل گیری عقاید و دیدگاه ها.

5. عدم تاثیر پذیری از فشارهای اجتماعی.

6. دموكراتیك، منصف و بدون قائل شدن به تبعیض، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگـها، نژادها و تفاوتهای فردی انسانها.

7. از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه.

8. پذیرش افراد همانگونه كه هستند و عدم تلاش برای تغییردادن آنها.

9. در كنار دیگران راحت بودن، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران.

10. خود انگیخته و با اصالت بودن، با خویشتن صادق است، هـمان گـونـه كه دوست دارد رفتار می كند و نه آنگونه كه دیگران از وی می خواهند.

11. شوخ طبع بودن البته حس شوخ طبعی ایی كه متوجه خود و یا وضعیت كلی بشریت است و نه دیگران.

12. تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه سطحی.

13. علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی.

14. خلاق-مبتكر و اصیل.

15. بدنبال تجارب ناب و دستیابی به موفقیت هایی است كـه اثـری مـانـدگـار از خود بجای گذارد.


ویژگی های افراد خود شکوفا از دیدگاه مازلو

آبراهام مازلو (Abraham Moslow) در نظریه انگیزشی خود اظهار داشت که افراد در جهت خود ‌شکوفایی تلاش و حرکت می‌کنند، ولی وقتی در مورد میزان افراد خود ‌شکوفا تحقیق کرد، کمتر از یک درصد از افراد را خود ‌شکوفا یافت. این تمایز بین تمایل به خود ‌شکوفایی و پایین بودن تعداد افراد خود‌ شکوفا او را بدین نتیجه رساند که افراد خود ‌شکوفا دارای ویژگی هایی هستند که دیگران ندارند. آنها چیزهایی و اهدافی در زندگی دارند که آنها را از دیگران متمایز می‌کند. مازلو با مطالعه ویژگی های افرادی چون آبراهام لیکلن ، والت و نیمن ، وان بتهوون ، آلبرت انیشتین و الیور روزمت خصوصیاتی که این شخصیت ها را از افراد دیگر متمایز می‌کرد، مشخص نمود. او ویژگی های این انسان ها را چنین خلاصه کرده است:

  • به واقعیت ها توجه دارند و جهت گیری آنها در برخورد با مسائل و ارتباطات شان و پذیرش آنها واقع گرایانه است و تلاش می‌کنند که ادراکات خود را مبتنی بر واقعیات بسازند.
  • خود و دیگران و جهان را آنطور که هست می‌پذیرند. به عبارتی تلاش می‌کنند میانه خوبی با شرایط خود و دیگران داشته باشند و آنها را به همان صورت بپذیرند.
  • بیش از اینکه خود محور باشند، توجهشان به مشکلات خارجی معطوف است.
  • نیاز به خلوت و حریم خصوصی دارند.
  • خود مختار و مستقل هستند.
  • منزلت اشخاص و اشیاء در نظر آنها قالبی و ثابت نیستند، بلکه در تحول است.
  • اکثر آنها دارای تجربه‌های روحانی و معنوی هستند که لزوما خصیصه مذهبی ندارند.
  • خود را با همنوعان خود همانند می‌کنند.
  • روابط آنها با افراد معدودی که مورد مهر و علاقه هستند، عمیق و عاطفی است نه سطحی و معنوی.
  • وسیله را با هدف اشتباه نمی‌کنند. و در عین اینکه از وسایل به نحو احسن استفاده می‌کنند، به اهمیت آنها در رسیدن به اهداف خود که ارزشمندی بالاتری دارند اذعان دارند.
  • شوخ طبعی آنها فلسفی است نه خصمانه. بطوری که روابط اجتماعی آنها را خلق نمی‌سازند.
  • خلاق هستند.
  • نسبت به همرنگی فرهنگی مقاومت می‌کنند.
  • نسبت به کار خود در صرف وقت ، در راه آن تعهد و احساس مسئولیت دارند.
  • رفتار آنها ساده و طبیعی است.
  • نیاز به خود پیروی ، با خود بون و استقلال شخصی دارند.
  • تجارب عرفانی یا اوج دارند.
  • از روان رنجوری رهایند و در سلامت روانی بسر می برند.


مازلو پس از تحقیق و بررسی ، ویژگی های کلی افراد خود شکوفا را به شرح زیر بیان کرد:

1.     ادراک بسیار کارآمد از واقعیت ، آنها دنیا را چنانکه هست می‌بینند، بدون پیش‌داوری یا قضاوت قبلی.

2.     پذیرش خود ، دیگران و طبیعت بطور کلی

3.     خود ‌انگیختگی ، سادگی و طبیعی بودن

4.     تمرکز روی مشکلات به جای تمرکز روی خود

5.     نیاز به استقلال و داشتن حریم شخصی

6.     احساس درک تازه و مداوم از جهان اطراف خود

7.     تجربه‌های عرفانی

8.     علاقه اجتماعی

9.     روابط بین فردی ، روابط دوستی افراد خود ‌شکوفا شدید‌تر و عمیقتر از روابط مردم عادی است.

10.خلاق بودن ، افراد خود شکوفا در همه فعالیت های خود انعطاف‌پذیر ، خودانگیخته و مشتاق اشتباه کردن هستند.

11.ساختار منش دموکراتیک ، قادرند در ارتباط با هر فردی با روشنی و تواضع ارتباط برقرار سازند.

12.مقاومت در برابر فرهنگ‌ پذیری ، در واقع آنان بوسیله ماهیت درونی خودشان اداره می‌شوند و نه بوسیله فرهنگ.


این ویژگی ها در مواردی باهم وجه مشترک دارند، بطور کلی به نظر می‌رسد که

ویژگی انسان های خود شکوفا به استقلال و اعتماد به نفس است. آنها پذیرای خود و

دیگران هستند و مهمتر از همه پذیرای چیزی هستند که زندگی به آنها عرضه

می‌کند. نیازمندی این اشخاص ، نیازهای سطح بالا در سلسله مراتب نیازهای مازلو

است، نیاز به چیزی که برای زندگی خوب لازم است، همچون حقیقت ، عدالت و

امثال اینها. شخصیت های خود شکوفا  به مازلوآ آموختند که انسان نه تنها برای

بقاء و یا رفع کمبودها و نارسایی ها تلاش می‌کند، بلکه به دنبال وجودی بامعناست

که از نیاز درونی برای همسازی و یکپارچگی نشأت می‌گیرد. تقریبا همیشه افراد

میانسال یا بالاتر دارای این ویژگی هستند، به نظر مازلو آنها کمتر از یک درصد

جامعه را تشکیل می‌دهند



شنبه 7 آبان 1390

راز ، آواز ، ساز عشق

   نوشته شده توسط: ماندانا آقاکشمیری    

راز ، آواز ،  ساز  عشق





 

« راز عشق  »


ای که با نامت شود آغازها

در دلم دارم هزاران رازها

می کنم آغاز امشب راز عشق

تا سحر سر می دهم آواز عشق


« آواز عشق » 


با من بیا که مست می ناب و بی غشم

پیمان عشق دارم و در کام آتشم

اسرار عشق همره پروانه خوانده ام

پروا نمی کند ز خطر خوی سرکشم

فانوس مهر بر در هر خانه می برم

تصویر عشق بر سر هر کوچه می کشم

می خوانم آنچه هست ز اسرار عاشقی

تا هر نخفته بشنود آواز دلکشم


منتخب از :
اشعار محسن محمودی «  آزاد قلم »  کتاب ساز وطن

با مقدمه  پروفسور سید حسن امین

 




 

« تصویر عشق »


ای‌ كه‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌ عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌

عشق‌ یعنی‌ مهر بی‌اما اگر، عشق‌ یعنی‌ رفتن‌ با پای‌ سر

عشق‌ یعنی‌ دل‌ تپیدن‌ بهر دوست‌ عشق‌ یعنی‌ جان‌ من‌ قربان‌ اوست‌

عشق‌ یعنی‌ مستی‌ از چشمان‌ او بی‌لب‌ و بی‌جرعه، بی‌می، بی‌سبو

عشق‌ یعنی‌ عاشق‌ بی‌زحمتی‌ عشق‌ یعنی‌ بوسه‌ بی‌شهوتی‌

عشق‌ یار مهربان‌ زندگی‌ بادبان‌ و نردبان‌ زندگی‌

عشق‌ یعنی‌ دشت‌ گلكاری‌ شده‌ در كویری‌ چشمه‌ای‌ جاری‌ شده‌

یك‌ شقایق‌ در میان‌ دشت‌ خار باور امكان‌ با یك‌ گل‌ بهار

در خزانی‌ بر گریز و زرد و سخت‌، عشق تاب‌ آخرین‌ برگ‌ درخت‌

عشق‌ یعنی‌ روح‌ را آراستن‌، بی‌شمار افتادن‌ و برخاستن‌

عشق‌ یعنی‌ زشتی‌ زیبا شده‌ عشق‌ یعنی‌ گنگی‌ گویا شده‌

عشق‌ یعنی‌ ترش‌ را شیرین‌ كنی‌ عشق‌ یعنی‌ نیش‌ را نوشین‌ كنی‌

عشق‌ یعنی‌ اینكه‌ انگوری‌ كنی‌ عشق‌ یعنی‌ اینكه‌ زنبوری‌ كنی‌

عشق‌ یعنی‌ مهربانی‌ درعمل‌ خلق‌ كیفیت‌ به‌ كندوی‌ عسل‌

عشق، رنج‌ مهربانی‌ داشتن‌ زخم‌ درك‌ آسمانی‌ داشتن‌

عشق‌ یعنی‌ گل‌ بجای‌ خارباش‌ پل‌ بجای‌ این‌ همه‌ دیوار باش‌

عشق‌ یعنی‌ یك‌ نگاه‌ آشنا دیدن‌ افتادگان‌ زیرپا

زیرلب‌ با خود ترنم‌ داشتن‌ برلب‌ غمگین‌ تبسم‌ كاشتن‌

عشق، آزادی، رهایی، ایمنی‌ عشق، زیبایی، زلالی، روشنی‌

عشق‌ یعنی‌ تنگ‌ بی‌ماهی‌ شده‌ عشق‌ یعنی‌ ماهی‌ راهی‌ شده‌

عشق‌ یعنی‌ مرغهای‌ خوش‌ نفس‌، بردن‌ آنها به‌ بیرون‌ از قفس‌

عشق‌ یعنی‌ برگ‌ روی‌ ساقه‌ها عشق‌ یعنی‌ گل‌ به‌ روی‌ شاخه‌ها

عشق‌ یعنی‌ جنگل‌ دور از تبر دوری‌ سرسبزی‌ از خوف‌ و خطر

آسمان‌ آبی‌ دور از غبار چشمك‌ یك‌ اختر دنباله‌دار

عشق‌ یعنی‌ از بدیها اجتناب‌ بردن‌ پروانه‌ از لای‌ كتاب‌

عشق‌ زندان‌ بدون‌ شهروند عشق‌ زندانبان‌ بدون‌ شهربند

در میان‌ این‌ همه‌ غوغا و شر عشق‌ یعنی‌ كاهش‌ رنج‌ بشر

ای‌ توانا ناتوان‌ عشق‌ باش‌ پهلوانا، پهلوان‌ عشق‌ باش‌

پوریای‌ عشق‌ باش‌ ای‌ پهلوان‌ تكیه‌ كمتر كن‌ به‌ زور پهلوان‌

عشق‌ یعنی‌ تشنه‌ای‌ خود نیز اگر واگذاری‌ آب‌ را بر تشنه‌تر

عشق‌ یعنی‌ ساقی‌ كوثر شدن‌ بی‌پرو بی‌پیكر و بی‌سرشدن‌

نیمه‌ شب‌ سرمست‌ از جام‌ سروش‌ در به‌ در انبان‌ خرما روی‌ دوش‌

عشق‌ یعنی‌ خدمت‌ بی‌منتی‌ عشق‌ یعنی‌ طاعت‌ بی‌جنتی‌

گاه‌ بر بی‌احترامی‌ احترام‌ بخشش‌ و مردی‌ به‌ جای‌ انتقام‌

عشق‌ را دیدی‌ خودت‌ را خاك‌ كن‌ سینه‌ات‌ را در حضورش‌ چاك‌ كن‌

عشق‌ آمد خویش‌ را گم‌ كن‌ عزیز قوتت‌ را قوت‌ مردم‌ كن‌ عزیز

عشق‌ یعنی‌ مشكلی‌ آسان‌ كنی‌ دردی‌ از درمانده‌ای‌ درمان‌ كنی‌

عشق‌ یعنی‌ خویشتن‌ را گم‌ كنی‌ عشق‌ یعنی‌ خویش‌ را گندم‌ كنی‌

عشق‌ یعنی‌ خویشتن‌ را نان‌ كنی‌ مهربانی‌ را چنین‌ ارزان‌ كنی‌

عشق‌ یعنی‌ نان‌ ده‌ و از دین‌ مپرس‌ در مقام‌ بخشش‌ از آئین‌ مپرس‌

هركسی‌ او را خدایش‌ جان‌ دهد آدمی‌ باید كه‌ او را نان‌ دهد

در تنور عاشقی‌ سردی‌ مكن‌ در مقام‌ عشق‌ نامردی‌ مكن‌

لاف‌ مردی‌ می‌زنی‌ مردانه‌ باش‌ در مسیر عاشقی‌ افسانه‌ باش‌

دین‌ نداری‌ مردی‌ آزاده‌ شو هرچه‌ بالا می‌روی‌ افتاده‌ شو

در پناه‌ دین‌ دكانداری‌ مكن‌ چون‌ به‌ خلوت‌ می‌روی‌ كاری‌ مكن‌

جام‌ انگوری‌ و سرمستی‌ بنوش‌ جامه‌ تقوی‌ به‌ تردستی‌ مپوش‌

عشق‌ یعنی‌ ظاهر باطن‌نما باطنی‌ آكنده‌ از نور خدا

عشق‌ یعنی‌ عارف‌ بی‌خرقه‌ای‌ عشق‌ یعنی‌ بنده‌ بی‌فرقه‌ای‌

عشق‌ یعنی‌ آن‌ چنان‌ در نیستی‌ تا كه‌ معشوقت‌ نداند كیستی‌

عشق‌ باباطاهر عریان‌ شده‌ در دوبیتی‌های‌ خود پنهان‌ شده‌

عاشقی‌ یعنی‌ دوبیتی‌های‌ او مختصر، ساده، ولی‌ پرهای‌ و هو

عشق‌ یعنی‌ جسم‌ روحانی‌ شده‌ قلب‌ خورشیدی‌ نورانی‌ شده‌

عشق‌ یعنی‌ ذهن‌ زیباآفرین‌ آسمانی‌ كردن‌ روی‌ زمین‌

هركه‌ با عشق‌ آشنا شد مست‌ شد وارد یك‌ راه‌ بی‌ بن‌بست‌ شد

هركجا عشق‌ آید و ساكن‌ شود هرچه‌ ناممكن‌ بود ممكن‌ شود

در جهان‌ هر كار خوب‌ و ماندنی‌ است‌ ردپای‌ عشق‌ در او دیدنی‌ست‌

«سالك» آری‌ عشق‌ رمزی‌ در دل‌ست‌ شرح‌ و وصف‌ عشق‌ كاری‌ مشكل‌ست‌

عشق‌ یعنی‌ شور هستی‌ دركلام‌ عشق‌ یعنی‌ شعر، مستی‌ والسلام‌

‌مجتبی‌ كاشانی‌ - «سالك»

 

« رقص عشق »


رقص عشق شمس خود باش

http://rebirth.mihanblog.com/post/101

 

« ساز عشق »


مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد         نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله عشاق مبادا خالی                         که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

حافظ (غزلیات)/مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر







چهره های موفق  ایران ( پروفسور سید حسن امین )

روز چهارشنبه 4 آبان ماه دیداری  با استاد پروفسور «  سید حسن امین » حافظ شناس برجسته ایران و یکی از چهره های موفق  ایران در دفتر مرکز دایره المعارف ایران شناسی داشتم. در بدو ورود به این مرکز تابلویی از غزل زیبای حافظ با خطی نیکو به چشم می خورد :

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست        جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت

پروفسور «  سید حسن امین » ، حافظ شناس برجسته ایران ، در حال حاضر سرپرست علمی  دایره المعارف ایران شناسی  است. وی هم چنین چندین مجله ی علمی و ادبی را سردبیری کرده است . بهترین و نام دارترین آنها  ماهنامه ی « حافظ »  است که هم اکنون  سردبیر و مدیر مسوول آن است و از سال 1382 تا امروز 86 شماره  از آن به طور منظم با همکاری نزدیک به یک هزار نفر از استادان ، پژوهشگران ، نویسندگان ، شاعران و هنرمندان در بیش از شش هزار صفحه منتشر شده است . پروفسور «  سید حسن امین »  مولف ، ویراستار و مترجم 60 عنوان کتاب و 200 مقاله به زبان فارسی و انگلیسی  دانشمندی ست فرهیخته و شخصیتی  به نام  و یکی از چهره های موفق  ایران است که  آثار و تالیفات بسیار ایشان  تا به امروز در زمینه فرهنگ و ادب سرزمین مان در تقویت ذهن و اعتلاء فکر جوانان کشور مان بسیار موثر بوده است. 214 شاعر معاصر 377 عنوان شعر برای سید حسن امین سروده اند.  ایشان در هفتم  آذرماه سال  1327 در شهرستان « سبزوار » در  خانواده ای فرهنگی اهل علم و شعر بدنیا آمده‌است.  ایشان بر بیش از 150 کتاب مقدمه نوشته اند ، اولین کتاب وی با عنوان  « ترانه ی فرشتگان »  در آذر  سال ۱۳۴۳  چاپ شد. دیپلم ادبی خود را در سال ۱۳۴۵ از دبیرستان دکتر غنی سبزوار دریافت نموده و سپس در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در رشته حقوق قضایی به تحصیل پرداخت.  در سال ۱۳۴۹ مقطع کارشناسی را به پایان برده و در همین سال به انجام خدمت نظام وظیفه می‌رود، پس از اتمام آن در سال ۱۳۵۱ در مقطع کارشناسی ارشد حقوق خصوصی در دانشگاه تهران پذیرفته شده در سال ۱۳۵۳ آن را به پایان میرساند. در سال ۱۳۵۴ خورشیدی (۱۹۷۵ میلادی) جهت ادامه تحصیل و کسب بیشتر دانش جهانی به کشور انگلستان سفر می‌کند. او با توجه به علاقه خود ترجیح می‌دهد تا در رشته حقوق بین‌الملل در دانشکده حقوق دانشگاه گلاسکو درجه دکتری تخصصی به تحصیل بپردازد. در مدت تحصیل خود سخنرانی‌های علمی زیادی انجام داده و ارتباط بسیار خوبی با دانشگاه برقرار نموده و سلسله مراتب دانشگاهی یعنی مدارج استادیاری و دانشیاری و استادی بدون کرسی را طی چهارده سال تدریس تمام وقت از سال 1357  تا 1371 طی کرد و عاقبت  در اردیبهشت  سال1371  (  اول آوریل ۱۹۹۲    میلادی  )   به سمت استاد صاحب کرسی =  (پروفسور Professor) در دانشگاه  گلاسکو  کالیدونیا  ارتقا پیدا کرد. امین هم زمان با تدریس در دانشگاه با وجود سیستم حقوقی متفاوت با استفاده از فرصت های مطالعاتی ( سبتیکال ) در سال 1359 ( 1980 میلادی ) در « دانشکده ی وکلای دادگاه های عالی » ثبت نام کرد و به گذراندن دوره های علمی و عملی در آن معهد بزرگ پرداخت و موفق شد به عنوان  اولین ایرانی مسلمان در تاریخ 500 ساله دیوان قضاوت بریتانیا پروانه وکالت در دادگاه های عالی اتحادیه ی اروپا و دادگاه حقوق بشر اروپایی و مجلس اعیان بریتانیا  را  کسب کند.

پروفسور سید حسن امین به منظور کسب احساس رضایت خاطر باطنی  و به قصد  خدمت به ایران  در اوج اشتهار و موفقیت که  تماما" بر اساس رقابت آزاد و شایسته سالاری کسب کرده بود از اروپا به ایران مراجعت کرد و پس از بازگشت به ایران به تلاش های علمی و فرهنگی خود در زمینه های مختلف علوم انسانی و اجتماعی اعم از ادبیات ، تاریخ ، ادیان ، حقوق ، فلسفه ، جامعه شناسی  و علوم سیاسی  ادامه داد و با هدف انتقال  آموخته‌های خود  در دانشگاه به دانشجویان ایرانی موسسه خصوصی  مرکز دایرةالمعارف ایران‌شناسی را تاسیس کرد و به کمک دیگر اندیشمندان مجله پژوهشی، ادبی، تاریخی، حقوقی، سیاسی به نام ماهنامه ی حافظ را هر ماه به چاپ میرساند و با تدریس حافظ شناسی در این مرکز و چاپ و تالیف کتب متعدد از گنجینه ی دانش خود به جوانان اهداء می کند .ایشان هم چنین تا کنون بیش از یک میلیون جلد کتاب و مجله  و تعداد بسیاری مقاله به عنوان معرفی فرهنگ و هنر و سرزمین  ایران به جهانیان هدیه کرده اند .تازه ترین آثار پروفسور امین « دانشنامه ی ادبیات:شعر » در سال 1386 و « دانشنامه منظوم ایران » در سال 1390 منظومه یی حماسی است به پارسی در هفت هزار بیت، مستندی در باب تاریخ ، ادبیات و فرهنگ ایران و از زندگی فیلسوفان ، حکیمان و مفاخر سیاسی و ادبی ایران است که به مناسبت هزارمین سال پایان یافتن سرایش حماسه ی جاویدان : شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی با عشق فراوان به میهن به ایشان و همه ی ایرانیان تقدیم کرده اند ، « دیوان امین » مجموعه اشعار شامل قصاید و غزلیات عرفانی و عاشقانه و کتاب « شرحی مختصر از همه چیز » چاپ شده اند  . از فعالیت ها و مشارکت ها و خدمات فرهنگی ،سیاسی و  اجتماعی  پروفسور امین در مجامع بین المللی و داخل کشور هر چه بگوییم کم گفته ایم.



کارنامه ی علمی و فرهنگی  جامع« پروفسور سید حسن امین » را می توانید در « دیوان امین » بخوانید.

با سپاس از استاد پروفسور «  سید حسن امین »و هدایای ارزنده ایشان