تبلیغات
تولد دوباره - چند شعر کوتاه
یکشنبه 21 آذر 1389

چند شعر کوتاه

   نوشته شده توسط: ماندانا آقاکشمیری    

چند شعر بسیار زیبا و کوتاه تقدیم به شما

 

کاش می دانستی

زندگی با همه ی وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

اضطراب و هوس دیدن و نا دیدن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

زندگی جنبش و جاری شدن است

زندگی کوشش و راهی شدن است...
                                              مصطفی طیبی

و گزیده ای از :

قصیده

           آبی ، خاکستری، سیاه

                                            

  از حمید مصدق

 

دشتها نام تو را می گویند
کوهها شعر تو را می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
در من این جلوه اندوه ز چیست؟
در تو این قصه پرهیز - که چه؟
در من این شعله عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز - که چه؟
حرف را باید زد !
درد را باید گفت!

 

زندگی هم زندگی های قدیم
عشق هم آن عشق
های آتشین
یار هم یاری که با من یار بود
در عبور روزهای دلنشین

...گفتگو هم گفتگوهای قشنگ
در شبان شعر و مهتاب و شراب
بوسه هم آن بوسه های غرق مهر
تا سحرگاهان پیش از آفتاب

موسیقی هم ساز فرهنگ شریف
با صدای زیر و بم های بنان
پنجه هم ازآن پرویز و ملک
یا کسایی نی نواز جاودان

شعر هم تعبیر سهراب و فروغ
از خدا, از بودن و دلخستگی
ارتباط شاملو با قلب خویش
یا که نادرپور با دلبستگی

زندگی هم زندگی های قدیم...

 

همه شاهکار است گفتارهایم

من آن آسمانی سروش خدایم
که فخری به حوا و آدم ندارم
مسیحای مریم شناسد به معجز
کمی از مسیحای مریم ندارم
سخندان شناسد که من اوستادم
که استادی کس مسلم ندارم
به سحر سخن راه اعجاز پویم
بسی گویم و ژاژ و درهم ندارم
به هر سبک و هر بحر و هر شیوه گفتم
که دانند همتا و همدم ندارم
همه شاهکار است گفتارهایم
به اندیشه و لفظ ماتم ندارم
سخن هر چه گفتم همه نغز گفتم
شکرهای آلوده باسم ندارم

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد ----- فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی ----- رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب----- که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی برآنند کاین مرغ شیدا----- کجا عاشقی کرد آن جا بمیرد
شب مرگ از بیم آن جا شتابد----- که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم ----- ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد ----- شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش واکن ----- که می خواهد این قوی زیبا بمیرد


"
دکتر حمیدی"

 زندگی نامه ی دکتر مهدی حمیدی

 

 

 

 

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر